سيد محمد باقر برقعى
127
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مىكنم روز و شب خويش تباه او در آتش شده از خشم خداست بهر اين است كه از خلق جداست شوهرش را كشته ، مادرشوهر خود را كشته بچهها آواره ، قلبشان صدپاره واى بر من ! كه ندانسته بر اين خيل گناه مىكنم روز و شب خويش تباه او در آتش شده از خشم خداست بهر اين است كه از خلق جداست و بترسيد از اين آتش جوشان خدا آتش خشم خدا دود ندارد ، به خدا و بترسيد از اين آتش جوشان خدا .